پلیس با کشف دفتر sam در صحنه جرم توانست راز قتل زنجیره ای را کشف کند

هیچ وقت نتوانستم با موفقیت یک دفتر sam خاطرات داشته باشم. رویکرد من به زندگی روزمره از سهل انگاری فاحش تا غایب ساده متغیر است و در آن معدود مواقعی که با وظیفه شناسی سعی کردم وقایع یک روز را ثبت کنم، کسالت چنان بر من غلبه کرده است که نتایج در بهترین حالت مرموز است.

این یک انگیزه کاملاً متفاوت خواهد بود، غریزه ای برای واقعیت که من گاهی به آن حسادت می کنم اما آن را ندارم. او با یادآوری ناکامی خود در نگهداری خاطرات، به توانایی ما در شکل دادن به خاطرات در حالی که آنها را مدون می کنیم، اشاره می کند.

در واقع من به طور کامل آن را رها کرده ام. آن نوع ورود بیهوده؛ در عوض من چیزی را می گویم که برخی آن را دروغ می نامند. اعضای خانواده من وقتی با خاطره من از یک رویداد مشترک مواجه می شوند، اغلب به من می گویند: «این به سادگی درست نیست.

در انتها، در دو صفحه آخر دفتر، نایپل به ترتیبی که قرار بود موضوعات را مطرح کند، عباراتی را با تند و تند یادداشت کرده بود. او این ترتیب را تا حد زیادی دنبال کرد، به ویژه تغییر مکرر از توصیف آنچه در دهلی دید به بازگویی تاریخ سیاسی.

دفتر

سختگیری یا نظم این تمرین را دوست داشتم. ترسیم یک قطعه قبل از نوشتن به شما کمک می کند. اما چرا آن را در انتهای آن قرار دهید؟

من از تمام صفحات خالی بین این دو گیج هستم. می خواست آنجا چه بنویسد؟ دفتر sam یادداشت شما را به نویسنده نزدیک‌تر می‌کند اما بعد نه بیشتر.

در واقع من گمان می کنم که خط “این شماره فوتبال قدیمی من است” به هیچ وجه تخیل من را لمس نمی کند، بلکه فقط خاطره ای از چیزی است که زمانی خوانده شده است، احتمالا “دوی هشتاد یاردی.

لفاف کرپ دو چین در یک نوار ویلمینگتون. البته سهم من همیشه در مورد دختر نامبرده ای با لباس حریر چهارخانه است.

دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد.

نظرتان را ثبت نمایید.

شماره همراه شما منتشر نخواهد شد.